تبليغاتX
از هرات ...

اطفال افغانستان
تاريخ: شنبه 1386/05/27 ساعت :9 بعد از ظهر
اطفال افغانستان ...

اطفال افغانستان

اطفال افغانستان مایل به آموزش!

اطفال افغانستان میگویند  : ما میخواهیم تا افغانستان را در آینده آباد کنیم تا

افغانستان هم از جمله کشور های پیشرفته جهان محسوب شود

همیشه به آینده می اندیشند    

و امید وار به آینه روشن تر!

آیا این آرزوی شان بر آورده میشود؟

نوشته شده توسط سعید پیمان | موضوع: | لينک ثابت |
چند رباعی از حافظ
تاريخ: پنجشنبه 1386/05/04 ساعت :3 بعد از ظهر

آمدم  با چند رباعی از حافظ شما را شاد کنم

جــــــز نــقش تو در نــظر نــیامــد مارا          جــــز کوی تو رهگذر نیامد ما را

خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت            حــــــــقا که به چشم در نیامد ما را

بر گــیر شــــــراب طرب‌انـــــگیز و بیا                     پنــهان ز رقیب سفله بستیز و بیا

مـشـنو سخن خصـم که بنشین و مرو                     بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا

گفــتم که لبـــت، گفت لـــبم آب حـیات                            گفــــتم دهنت، گفت زهـــی حب نبات

گـــفتم ســــخن تو، گفت حـــــافظ گفتا                            شـــادی هـــمه لطـــیفه گویان صلوات

ماهی کــه قدش به سرو می‌ماند راست                      آیینه به دست و روی خود می‌آراست

دستارچه‌ای پیشــکشش کــــــــردم گفت                 وصلم طلبی زهی خیالی که توراست

مـــن باکـــــمر تو در میان کـــردم دست              پنداشتمش که در میان چیزی هست

پیداست از آن میـــــــــان چو بربست کمر        تا من ز کمر چه طرف خواهم بربست

امشب ز غمت میان خون خــــــواهم خفت                وز بســــتر عـــافیت برون خواهم خفت

باور نـــــکنی خیال خــــود را بـــــــفرست                     تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت

نی قــصه‌ی آن شـــمع چگل بتوان گفت                          نــــی حال دل ســـوخته دل بتوان گفت

غم در دل تنگ من از آن است که نیست                        یک دوست که با او غم دل بتوان گفت

   ***

ای کاش که بخت سازگاری کردی                               با جور زمانه یار یاری کردی

از دست جوانی‌ام چو بربود عنان                          پیری چو رکاب پایداری کردی

گر همچو من افتاده‌ی این دام شوی           ای بس که خراب باده و جام شوی

ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم    با ما منشین اگر نه بدنام شوی

نوشته شده توسط سعید پیمان | موضوع: | لينک ثابت |
از هــــریـوا تا هـــرات
تاريخ: پنجشنبه 1386/04/28 ساعت :6 بعد از ظهر

 هرات قبل از کشف راه دریائی هند بر سر راه بازرگانی بین ایران و هند قرار داشت. در دورهٔ

 هخامنشیان سرزمینی را در اطراف هریرود هریوا می نامیدند. هریوا یکی از

 ساتراپی‌های هخامنشیان بشمار

 میرفت و در سنگ‌نبشته بیستون داریوش بزرگ نیز آمده است  .

اسکندر مقدونی در ۳۳۰ قبل از میلاد مرکز ساتراپی هریوا را که آرتاکوان نام داشت گشود. والی

 هریوا در آن زمان ساتی برزن نام داشت. مورخ یونانی هرودت از آن نام برده است.

هرات در دورهٔ ساسانیان در سنگ‌نبشته‌ای در کعبه زردشت واقع در نقش رستم بنام هری یاد شده 

در دورهٔ ساسانی از مراکز مهم نظامی و منطقه مرزی در مقابله با هیاطله بوده است. پیش از حملهٔ

 اعراب مسلمان به خراسان دارای اقلیت مسیحی نستوری بود. در سال ۳۱ ه.ق. (حدود ۶۵۰ م.)

 یا   کمی پس از آن به دست اعراب مسلمان فتح شد.

 

 

در دورهٔ اعراب، یعنی در قرون وسطی، هرات همراه با نیشابور، مرو و بلخ یکی از

چهار قسمت(چهار ربع) ایالت خراسان بود و هم مرکزی برای مسیحیت تحت نفوذ کلیسای نستوری و هم

پایگاه مهم تصوف، یعنی نظریه زاهدانه اسلام به شمار می‌رفت. افرادی از پیروان «نقشبندیه» و

 «چشتیه»، انجمنهای اخوت صوفیه به مقامات وزارت و صدارت عظمی رسیده اند.

هرات را دل خراسان خوانده اند. بیهقی در تاریخ خود می گوید: «در سنه ثمان و اربع مائه فرمود ما

 را تا هرات رفتیم که واسطه خراسان است». در نزهة‌القلوب حمدالله مستوفی آمده است: «هرات هوایی در

غایت نیکویی و درستی دارد، و پیوسته در تابستان شمال وزد و در خوشی آن گفته‌اند: اگر

در سرزمینی خاک اصفهان و باد هرات و آب خوارزم گرد آیند مرگ در آنجا بسیار کم است...

در این شهر در حین

حکومت ملکان غور دوازده هزار دکان آبادان بوده و ششهزار حمام و کاروانسرا و طاحونه و

سیصدوپنجاه‌ونه مدرسه و خانقاه و آتش‌خانه و چهارصدوچهل‌وچهارهزار خانه مردم‌نشین بوده

است... مردم آنجا (هرات) سلاح‌ورز و جنگی و عیارپیشه باشند و در آنجا قلعه‌ای محکم است و

آن را شمیرم خوانند. بر دوفرسنگی شهر بر کوه آتشخانه‌ای بوده است که آن را ارشک گفته‌اند. و این

زمان قلعهٔ امکلجه میگویند و مابین آتشکده و شهر، کنیسهٔ نصاری بوده است».

از آرامگاههای بزرگان اولیا و علما٬ آرامگاه خواجه عبدالله انصاری معروف به «پیر هرات»،

جامی، امام فخر رازی و خواجه محمد ابوالولید در آن شهر است. جامی در هرات وفات یافت و سلطان

حسین بایقرا مراسم تشییع و سوگواری را درباره او به کمال رعایت داشت. خواجه عبدالله انصاری

نیز در این شهر می‌زیست. آرامگاه او نیز در روستای کازرگاه نزدیک هرات است که به فرمان

شاهرخ تیموری ساخته شد.

=======================================================

در تاريخ معاصر افغانستان هرات از استبداد داخلی، تحجر، تعصب و تجاوزات خارجی بيش تر از

ديگران رنج کشيد. هرات سراسر سده نوزدهم را در ميان کشمکش‌های سرداران سدوزایی و

محمدزایی و بازی بزرگ سپری نمود

 

نوشته شده توسط سعید پیمان | موضوع: | لينک ثابت |
لهجه هراتی (اصطلایی)
تاريخ: سه شنبه 1386/04/26 ساعت :9 قبل از ظهر

 

لهجه هراتی یا هِرَوی یکی از لهجه‌های  زبان فارسی است.این لهجه شباهت بسیار زیادی به سایر لهجه های خراسان بویژه مشهدی دارد. لهجه هراتی با تفاوت های ناچیزی در ولایت های هرات، فراه، غور  و بادغیس افغانستان مرسوم است.

آثاری هم در قدیم به این لهجه نوشته شده‌است از جمله مجالس خواجه عبدالله انصاری یکی از مریدان خواجه عبدالله انصاری گفتارهایی از او را که به لهجه هراتی قدیم بوده گرد آورد و پس از آن در سدهٔ نهم هجری عبدالرحمن جامی آن گفتارها را از لهجه هراتی به عبارت فارسی معمول در آورده و کتاب نفحات الانس معروف را ساخته است

در واقع، فتحه اول واژه های یک بخشی به راحتی در لهجه هراتی تلفظ می شوند، مانند دَر، سَر، هَر، قَهر، شهَر و ...، اما زمانی که این واژه دوبخشی یا بیشتر باشد، لهجه هراتی، فتحه حرف اول را، نه کاملاً تبدیل به کسره، بلکه همانند اعراب، به صورت آوایی مابین فتحه و کسره تلفظ می کند:

  • هَر +ی = هَِری؛
  • سَر +ی = سَِری؛
  • دَر+ی = دَِری؛
  • شَهر+ی= شَِهری؛
  • ====================
    • نسبت های خانوادگی
  • خسر= پدر زن یا پدر شوهر

    خشو=مادر زن یا مادر شوهر

    خشلوچه =خواهر زن یا خواهر شوهر

    خسر بوری=برادر زن یا برادر شوهر

  • ====================

  • ضمایر فاعلی

    تلفظ برخی از ضمایر مفعولی در لحجه ی هراتی با فارسی معیار متفاوت است.

    اول شخص مفرد

    مِ  =من

    سوم شخص مفرد

    ای=این

    دوم شخص جمع

    شِما=شما

    سوم شخص جمع

    اونا=آنها

    اینا=اینها ، ایشان

    ضمایر اشاره

    اینجیگا =اینجا اونجگا =آنجا

    • اشاره به نزدیک مفرد

    همی یا هنمی  = همین

    • اشاره به نزدیک جمع

    همینا یا هنمینا = همینها

    • اشاره به دور مفرد

    همو یا هنمو= همان

    • اشاره به دور جمع

    همونا یا هنمونا = همانها

نوشته شده توسط سعید پیمان | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By سعید پیمان saeed_payman@yahoo.com